جشن ها و مصیبت های ما
گفتم:به چه مناسبت؟
گفت:آغاز امامت!!!!!!!!!!!!!!
کف کردم،مثلا دیروز شهادت بود!
این دیگه خیلی مسخرست.
زوزه های یک گله گرگ
گفتم:به چه مناسبت؟
گفت:آغاز امامت!!!!!!!!!!!!!!
کف کردم،مثلا دیروز شهادت بود!
این دیگه خیلی مسخرست.
« هر گونه رابطه تجاری، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، غذایی و ... که در آن ترس تسلط 129 ای بر 127 ای باشد، به هر وجهی حرام و باطل است. »

از اتفاقات این جدایی:
گرگ پیر در اتاقش را باز گذاشته و همچون پیر زن های کپک زده ی فوضول از سر پارتیشن تماما ما را می پاید و هنگام عبور از جلوی اتاقشان اگر احیانا نگاهمان به اتاقش بیفتد هوار سر می دهد که های نگاه نکن...
گرگ پیر تا می بیند گرگ دانا رفته کتری را روی گاز بگذارد می رود قوری کوچک تر ازچس مورچه اشان را روی گاز می گذارد..
دیشب هم آمده بود دنبال چاقو دسته مشکی؟؟؟ این چاقو وجود خارجی هم ندارد..
دمپایشان را درون اتاقمان می گذارد و تهمت دزدی می زند..
و خلاصه این استقلال هر چه نداشت، آرامش مطلقلی به همراه داشت، آخر دیگر گرگ شوت مغز با پا وارد اتاقمان نمی شود و دیگر حمایت های گرگ پیر را از آن ملعون دهان دوز رضا را می گویم نمی شنویم...
فعلا به سلامتی سه گرگ :
بندر دانا بیکار
گله غیور و مبارز گرگ ها
این پیروزی های بزرگ و این افتخار به یاد ماندنی که نتیجه ی پایداری و مبارزات شما گله ی قهرمان است و دمتون گرم واقعا! هم تغییر نام که پیروزی ژئوپلوتیکه هم استقلال شامی که پیروزی استراتژیکیه!
ضمن تبریک این پیروزی ها به پیشگاه گرگ پیر، پاسداشت این تغییر نام را در گرو عدم کوتا اومدنتون می دونم.
در ضمن اینجا جدا از اختلافات داخلی حمایت کلفت و قاطع خودم رو از گرگ پیر ابراز می کنم و چشم گرگهایی که نمی تونن ببینن در آد. تا آخرین قطره!
در آخر قسمت اول اسم قبلیم برای گرگ بیکار بقیه اش هم مال برای بقیه ی 127ای ها!
1
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود کلبه ی بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزه های باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده های برفها ، باد
روان بر بالهای باد ، باران
درون کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها :
زمین سرد است و برف آلوده و تر
هواتاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد ، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است ؟
کنار مطبخ ارباب ، آنجا
بر آن خاک اره های نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزیزم گفتم و جانم شنفتن
وز آن ته مانده های سفره خوردن
و گر آن هم نباشد استخوانی
چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی
ولی شلاق ! این دیگر بلایی ست
بلی ، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش اید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم
2
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها :
زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد ، زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است
شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی ، سرمای پر سوز
حکومت می کند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه ی گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی
نه حتی جنگلی کوچک ، که بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی
دو دشمن در کمین ماست ، دایم
دو دشمن می دهد ما را شکنجه
برون : سرما درون : این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه
دو ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حمله ور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت
بنوش ای برف ! گلگون شو ، برافروز
که این خون ، خون ما بی خانمانهاست
که این خون ، خون گرگان گرسنه ست
که این خون ، خون فرزندان صحراست
درین سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم ، آزادیم ، آزاد
خبر خبری ویژه خبری تکان دهنده خبری که پشت گرگ پیر را شکست
طی جلسه ماهیانه ای که چند هفته پیش برگزار شد در لابلای مطالب روتین در دستور کار جلسه تقاضایی از گرگ [...] مبنی بر نغییر اسم قشنگش را دیدم. بنا بر عکس العمل طبیعی و علاقه بلاوصفی که به اسم سابقش داشتم و از سر دلسوزی اول مخالفت شدید خود را اعلام کردم اما بلافاصله متوجه شدم که گرگ معلوم الحال [...] طی لابی هایی کثیفی بقیه گرگ ها را بدجوری خر کرده است. من هم که مثل سگ از وقوع یک انقلاب نرم می ترسیدم به ناچار و برای حفظ مقام و تاج و تخت آن جام زهر کوفتی را سر کشیدم.
طی آن جلسه کابوسوار و بعد از کلی فک و چانه زدن با گرگ [...] و اصرار کردن بر اینکه اسم هایی مثل گرگ صورتی گرگ نارنجی و گرگ شایسته مناسب نیست و این نام ها آبروی ما را حتی پیش رضا خان هم می برد قرار بر این شد که زین پس گرگ [...] "گرگ شوت" نامیده شود.
خدا از سر تقصیرات همه ما بگذرد.
این ترم فهمیدم فاصله به اف رفتن و به اف نرفتن هم همون یه نونه.
خدایا التماس می کنم،دیگه بسه.اصلا دلم نمی خواد فرق بین اخراج شدن و اخراج نشدن رو بدونم. کاش از بیخ نفهم شم.جون مادرتتتتتتتتتت.
صدای زوزه گرگ ها نمی آید...
یک گرگ از پا افتاده ...
یک گرگ در دام صیاد ...
و یک گرگ در تیر رس ...
از گرگ شدن فرار می کردیم
و اکنون ناخواسته
در تمام بازی ها گرگیم
بی آنکه از خودمان بترسیم.
منبع:http://black-hole68.blogfa.com/8705.aspx